تبليغاتX
مش بلاگ
مش بلاگ


همه چی بلاگ



عصر روز اول مدرسه (ببخشيد دانشگاه) مکالمه ی دو خانوم ورودی جديد!

- مريم! اين خانوم ناظم دانشگاه کجاست؟ من از صبح تا حالا دنبالش می گردم!

- بابا دانشگاه که ناظم نداره! تازشم آبجيم می گفت صف وايسادن هم نداره!

- نهههه؟ يعنی اگه من الان با اين کتاب بکوبم تو سر يکي٬ در برم! نمی تونه پيش خانوم ناظم شاکی شه!

- ببين! پس اخلاق٬ انسانيت ...! آخ! مامااااان! اين با کتاب زد تو سر من٬ در رفت!

سر کلاس درس يه آقای ورودی جديد دستشو بلند می کنه:

- آقا اجازه! ما بريم دستشويی !؟ استاد:برو عزيزم! خانوم شما برا چی می خندين؟

- خانوم اجازه! نه آقا اجازه! اين به جای اينکه بگه استاد؛ ميگه آقا! هر هر هر
+ نوشته شده در 86/11/02ساعت 22:46 توسط ye nafar |