زمستاني شده عمرم اسير دست بارانم ويک عمرست تنها در حضور غصه مهما نم
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است
ایمن آن زمان شوی که با ایمان زیر خاک شوی...
هميشه ماندن دليل بر عاشق بودن نيست خيلي ها مي روند تا ثابت کنند که عاشقن
روزی روزگاری در زمانی دور از عشق هیچ نمی دانستم . . . در ان روزگار درد را تنها زمانی احساس می کردم که در بازیهای کودکانه از درخت بر زمین می افتادم . . . اما اکنون انتهای راه تاریک است
گفتمش دل ميخري پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
زماني كه كناره رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود به قله ي كوه كه رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم
ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم تو کوچک مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو کارگشا مي شود
سياهي قلبها از زيادي گناهان است و زيادي گناهان از فراموشي مرگ. و فراموشي مرگ از زيادي آرزوها ست. و زيادي آرزوها از دوست داشتن دنياست و دوست داشتن دنيا در راس همه خطاهاست...پیامبر اعظم
و از دور دست ها به رویاهایم پا می گذاری تا به من نشان دهی که هنوز با منی .....
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشق رو ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو بهت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوسش داری ؛ چقدر سخته دلت بخواد دوباره سرتو به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شد چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل ارزوهاتو تو یه باغ دیگه ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک.......................
انتظار واژه اي مي نشيني كه شنيدنش برايت آرزوست. گاه واژه اي به تنهايي سرنوشتي را عوض مي كند . گاه يك نگاه تقديرت را در يك لحظه براي هميشه رقم مي زند . گاه با ريختن تنها يك قطره اشك محبتي مي شكفد كه هيچگاه پژمرده نمي شود . گاه آهي از دل بر مي خيزد كه عشق ويران شده اي را بار ديگر مي سازد. گاه گوش هايت ندايي مي شنوند كه تو در ترديد حقيقتش غوطه ور
اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی ! اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم
شعله گفت:کاش روزي به شمعدان ميرسيدم؛ شمع بدون اينکه حرفي بزنه ذره ذره اب شد تا شعله به ارزويش برساند
سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده
عشق ورزيدن را از کوير بياموزيم که دريا بودنش را به افتاب بخشيد
زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو
فراموش نکن که فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند
کوچیک که بودیم چه دلای بزرگی داشتیم ................حالا که بزرگیم چه دلتنگیم
شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه حضرت عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا
تا عاقلان راهي براي خنديدن بيابند ديوانگان هزار بار خنديده اند
امشب بازم از اون شباس كه غصه مهمون منه يه دنيا درد بي كسي ؛ تو دل مجنون منه امشب بازم از اون شباس كه محو مريما مي شم محو محبت تو و ؛ كينه آدما مي شم امشب بازم از اون شباس كه دوس دارم پر بزنم به كوچه باغ خاطره ؛ يه بار ديگه سر بزنم امشب بازم از اون شباس با گريه همصدا مي شم با درد اين دل غريب ؛ همدم و همنوا ميشم امشب بازم از اون شباس كه ياد تو جون ميگيره توي رگام بارون دلتنگي و غم جاري مي شه رو گونه هام
كاش در دهكدهي عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش اگر كمي لطف به هم مي كرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
هيچ وقت نگذار هر ره گذري كه رد مي شه روي دلت يادگاري بنويسه چون بعدا ديگه پاك كردنش خيلي سخت
ای کسانی که مامور دفن من هستید مرا درجای روشنی به خاک بسپارید تا همه بدانند روشنی دنیا را ندیده ام

من دل به زيبايی، به خوبی ميسپارم؛دينم اين است. من مهربانی را ستبيش ميکنم ؛آيينم اين است. من رنجها را با صبوری ميپذيرم؛ من زندگی را دوست دارم؛ انسان و باران و چمن را ميستايم. انسان و باران و چمن را ميسرايم ،،،در اين گزرگه... بگزار خود را گم کنم ......... بگزار از اين ره بگزرم با دوست...با دوست
يكي بود يكي نبود . اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم . يكي داشت يكي نداشت اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم
زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي ياره
چارلي چاپلين ميگه : شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
اي كاش تنها يك نفر هم در اين دنيا مرا ياري كند اي كاش مي توانستم با كسي درد دل كنم تا بگويم كه من ديگر خسته تر از آنم كه زندگي كنم
نميدانم زندگي چيست؟؟ اگر زندگي شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام? اگر زندگي
خروش جويبار است سالهاست که من در چشمه ي جوشان زندگي جوشيده ام اما اين نکته را فراموش نمي کنم
که زندگي بي وفاست زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما اشکانم به من نياموخت که چگونه زندگي
کنم
سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت بي انتهاي نگفته ها و تو بي انتها ترين فريادي که در سکوت من نشسته اي
روشن مي شود اختلاف پتانسيلش متغير و شدت جريانش بسيار بالا و گرمايش زياد است
.~~~~~~~~~~$$$$$$
~~~~~~~~~.$$$**$$
~~~~~~~~~$$$"~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~~'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~~~~~~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love
خاک می خواند مرا هر دم به خویش می رسند از ره که در خاکم نهند آه ، شاید عاشقانم نیمه شب گل بر روی گور غمناکم نهند
خداحافظ سفر کرده خدا پشت و پناهت باد بلور اشکهای من فدای خاک راهت باد تو خواهی رفت ومن اما دراین بن بست میمیرم که بی فانوس چشمانت پریشانم زمین گیرم
وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده
چه کسی می داند پشت این دیوارها، آن سوی تکاپوی سرد باد، در دوردست نشسته در غبار شهر، چندین ضیافت به پاست؟! ضیافت "انتظار و چشم و نگاه"، کنار پنجره، در امتداد جاده های خالی، زیر نور ماه
مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد
چشمانت بياموز هر کسي ارزش ديدن ندارد؛ به چشمانت بياموز که به چشم به راه بودن عادت نکند ؛ بياموز که به در خيره نماند . به چشمانت بياموز که براي هر کسي بيخواب نشود. به زبانت بياموز که هر اسمي ارزش جاري شدن ندارد . به زبانت بياموز به هر کسي نگويد دوستت دارم . به لبانت بياموز هر لبي ارزش بوسيدن ندارد
هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
جيرجيرك به خرس گفت عاشقت شدم،خرس گفت الان وقت خواب زمستانيه من است، وقت ي 6 ماه ديگه بيدار شدم در اين باره صحبت ميكنيم، خرس وقت ي بيدار شد جيرجيرك را نديد خرس نميدانست جيرجيرها 3 روز بيشتر عمر نميكنند!
از يکي پرسيدم چرا دوستم داري؟ نگاهي تو چشمام کرد هيچي نگفت : گفتم شايد واقعا دوستم نداره ؟ بعد که رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخاد نه دليل
سلام من از اداره هواشناسي مزاحمتون ميشم ، اينجا يه نفر دلش هواتونو کرده چه کار کنه
بعضي انسانها مانند كويرند ، تا مرز گريه مي روند اما گريه نمي كنند
گاهي اتفاق نيفتادن بعضي رويدادهايي كه منتظرشان بوديم بهترين اتفاق است
ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند. ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند.
نعمت روی زمین قسمت پررویان است خون دل می خورد آن کس که حیایی دارد...
وقتی که فکر می کنم که تو به این فکر می کنی که من وقتی فکر می کنم به چی فکر می کنم دوست دارم بدونی که من وقتی فکر می کنم فقط به تو فکر می کنم
