امشب بازم از اون شباس كه غصه مهمون منه يه دنيا درد بي كسي ؛ تو دل مجنون منه امشب بازم از اون شباس كه محو مريما مي شم محو محبت تو و ؛ كينه آدما مي شم امشب بازم از اون شباس كه دوس دارم پر بزنم به كوچه باغ خاطره ؛ يه بار ديگه سر بزنم امشب بازم از اون شباس با گريه همصدا مي شم با درد اين دل غريب ؛ همدم و همنوا ميشم امشب بازم از اون شباس كه ياد تو جون ميگيره توي رگام بارون دلتنگي و غم جاري مي شه رو گونه هام
كاش در دهكدهي عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش اگر كمي لطف به هم مي كرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
هيچ وقت نگذار هر ره گذري كه رد مي شه روي دلت يادگاري بنويسه چون بعدا ديگه پاك كردنش خيلي سخت
ای کسانی که مامور دفن من هستید مرا درجای روشنی به خاک بسپارید تا همه بدانند روشنی دنیا را ندیده ام

من دل به زيبايی، به خوبی ميسپارم؛دينم اين است. من مهربانی را ستبيش ميکنم ؛آيينم اين است. من رنجها را با صبوری ميپذيرم؛ من زندگی را دوست دارم؛ انسان و باران و چمن را ميستايم. انسان و باران و چمن را ميسرايم ،،،در اين گزرگه... بگزار خود را گم کنم ......... بگزار از اين ره بگزرم با دوست...با دوست
يكي بود يكي نبود . اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم . يكي داشت يكي نداشت اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم
زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي ياره
